خرید بک لینک
سلام مه روی من پرنیانم دختر زیبای من همیشه حرفای زیبا و دلنشینی دارد که ما را غافلگیر می کند خدایا پدر و مادر و داداش چقدر زیاد بهت وابسته شدن شیرنی زندگی من، چقدر برایم آشنایی خدایا انگار سالهاست می شناسمش خدایا این عشق رو چند زندگی تجربه کردم که اینطور وابسته شدم ؟ خدایا چند زندگی پرنیان در زندگی من بوده ؟ هر روز شیرین تر از دیروز ، هر روز آشناتر از قبل و من هر روز عاشق تر از گذشته خدا

برچسب: زندگی,عاشقتم؟, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

دختر شیرین زبانم، آرام جانم، پرنیانم شعرهای کتاب رو بعد از یکی دو بار که برات میخونم کاملا حفظ میکنی و برامون میخونی خدایا چه کنم با این همه شیرین زبانی؛ با این همه طنازی فقط شاکرم، شکر شکر شکر دختر زیبایم، علاقه زیادی به شنیدن قصه داری و ما علاقه زیادی به دختر زیبایمان عاششششششقتم عاشقانه خدایا شکر که پرنیان داریم خدایا عاقبت فرزندانم و مهربان همسرم به خیر و شادی و همیشه لباس عافیت بر

برچسب: شیرین,زبانم, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

پرنیانم، پرنسس زیبای من از تاریخ 4 مهرماه 1395 به مهد کودک رفته خیلی خوشحال و شاد و راضی استدر عوض پدر بزرگ و مادر بزرگ مهربان که من واقعا مدیون اونها هستم بسیار غمگین شدند بسیییییار زیاد چرا که فرشته کوچک تنهایی آنها ازشون جدا میشد اما سرانجام باید چنین میشد و دختر گلم باید چیزهای جدید رو تجربه می کرد و آموزشهای جدید را یاد می گرفت چقدر خسته می شوی وقتی که ظهرها تو رو به خونه می آورم اما ه

برچسب: نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

پرنیانم، عزیزم، از اول مهر 95 به مهد کودک می روی و حسابی خوشحالی ، همش بازی بازی ، شیطون بلاشعرهای جدید مثلا دستامونو میبریم بالا باهمدیگه میکنیم دعا پاییزه پاییزه برگ از درخت میریزه بچه ی همسایه مون یه کار خیلی بد کرد تو کوچه یه مورچه رو لگد کرد به من گفت می آیی مورچه بازی منم با غصه گفتم نه نه نه نه واییی چقده ناز میخونی اینو شیر تا بخوای مفیده

برچسب: تولدی, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

و چه زیباست طلوع سپیده دم با لبخند شیرین کودکانه ات ... و شوق و ذوق رسیدن به مهد ... آه یادم نبود امروز هم تولدته مثه روزهای پیش و تو با شادی کودکانه ات بیقرار رسیدن به مهدکودک ... پرنیانم لبخند دلنشینت با آن نگاه معصومانه ات همچون نتهای موسیقی ، آرام بر دل می نشیند ... پرنیانم آرام جانم ... آنقدر دوستت دارم که پروانه ها گیج می شوند ، گلها حیران و باران دلش آب می افتد ...

برچسب: پرنیانم,عزیزتر, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

بروجرد ، نهاوند و ملایر خیلی خوش گذشت ، دختر قهرمان من کلی مسیر رو به همراه پدر ، مادر و داداش علی از کوه بالا رفت تا به برفها برسه تا مادربزرگ و خالشو با برف بزنه البته این یه رازه بین پدر و پرنیان جان

برچسب: مسافرت,بروجرد,فروردین, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

برچسب: پرنسس,زیبای,عروسی, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

ای امید نسل فردا دخترم این روزها شادیت را خوب میبینم چون یک ماهه وارد خانه جدید شدی اتاق جدیدتو خیلی دوست داری خدایا چقدر شاد است. دخترم منو پدرش رو شاد میکنه و لبخندهایش کوچک رویایی من برایت دعا میکنم ، خدایا !بجز خودت به دیگری واگذارش نکن، خدایا بی نیازی درنفسش ، یقین دردلش ،پاکی درکردارش، روشنی دردیده اش، مهربانی درقلبش و روزى پر برکت در زندگیش، عمر شیرینش بلند و روزگارش شاد شاد خدایا

برچسب: دخترم, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

روز اول مهرماه پرنیان عزیزم آماده رفتن به مهدکودک و جشن آغاز دوره آمادگی و داداش علی هم آماده رفتن به مدرسه ، امسال علی جان وارد دوره متوسطه دوم (کلاس دهم ) میشه ... ان شاالله ک سال بسیار خوبی داشته باشند

برچسب: نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

محمد جان ، یلدای عزیز و امیرعلی جان ان شالله سال تحصیلی جدید براتون همراه با سلامتی و موفقیت باشه ... در ضمن محمد عزیزم تولد شش سالگیت مبارک

برچسب: تحصیلی, نویسنده: هلیا رفیعی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 23:26

صفحه بندی